دکتر نادر شهامت ، استاد یار دانشگاه آزاداسلامی می باشند که نمونه کامل اخلاق و انسانیت هستند و در توسعه فرهنگ علوم تربیتی در عرصه جهانی تلاشهای فراوان داشته اند
دکتر نادر شهامت ، استاد یار دانشگاه آزاداسلامی می باشند که نمونه کامل اخلاق و انسانیت هستند و در توسعه فرهنگ علوم تربیتی در عرصه جهانی تلاشهای فراوان داشته اند
وبلاگ تخصصی مهندسی و مدیریت ساخت دانشگاه علوم وتحقیقات تهران - مهندس مصطفی امیری
هر مانع یک فرصت بالقوه است
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد.. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند...مسئولان یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند..
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید، ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکردهاید. آيا نمیخواهید در این امر خیر شرکت کنید؟
مقاله رابطه رفتارهای معلم با سرزندگی و انگیزش درونی دانش آموزان
مقاله بررسي نقش ارتباطي شنود مؤثر و تعهد سازماني
مقاله توسعه منابع انساني با رويكرد جامعه شناختي سازمان
حکمت زیبایی وزشتی
و خدا طوطی و کلاغ را زشت آفرید. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.
کلاغ به رضای خدا تن داد و حال، طوطی درقفس است و کلاغ آزاد و رها
این جمله را فروشنده دوره گردی بر روی مقوایی با ذغال ! نوشته بود و به دکه کوچک فلزیش آویزان کرده بود.
آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟
تنها بازمانده يك كشتی شكسته، توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد. با بيقراری به درگاه خداوند دعا كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم دوخت تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نیامد.
مقاله زمینه یابی اجرای ارزشیابی کیفی -توصیفی در مدارس ابتدایی شهر تهران
مرد خوشبخت - تولستوی
پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهیام را به کسی میدهم که بتواند مرا معالجه کند".
تمام آدمهای دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
انعام با ارزش
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست.. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
عوامل تغییر در سازمان های آموزشی